انرژی درمانی ؟

کند، طبیعتاً درمانگر اول بهتر بوده است و شخص دومی انرژیاش زمختتر بوده است و چون زخمت بوده مثل اسکاج حسش میکرده است وقتی خیلی لطیف شود شخص حس کمتری دارد، بهمحض اینکه انرژی را بهطور مشهود حس کند آن انرژی زمخت است و در سبک هایی که بیشتر از انرژی الهی استفاده میشود درمانگری که درمان کند کمکم انرژی اش لطیفتر میشود پس درمانگری که انرژی زمختتری دارد نشان میدهد که کم تجربهتر است یا اگر تازه کار نیست احتمالا سیستم انرژی آلودهای دارد و یا نکاتی را رعایت نمیکند، انرژیهای زمخت هرچه آلوده میشوند زمختتر هم میشوند و به نوعی غلیظ میشوند و این(نمک) راحتتر آنها را جذب میکند، در واقع مثل این است که یکسری براده آهن ریختهاید که یکسری از آنها خیلی درشت هستند اینها انرژیهای آلوده هستند و یکسری که ریزتر و کوچکتر هستند، انرژیهای لطیفتر و سالمتری هستند و یک آهنربا دارید که برادههای درشت راحتتر به آن میچسبند و آن ریزها حالت پودر هستند و اگر دست بکشید روی آهنربا میریزند، قسمتهای درشت چون با سطح بیشتری تماس دارند میچسبند و به سختی به آن گیر میکنند.

گفتیم عود نبودن یک محیط را زیاد میکند، نمک بودن یک محیط را زیاد میکند و شمع یک پل ارتباطی است که یک تعادل نسبی ایجاد میکند. محیطی که در آن درمان انجام میدهید یا محیط بیمارستان حداکثر باید یکبار در روز آب نمک را عوض کنید. روش استفاده از شمع برای درمان: شمع را سمت راست قرار میدهیم و فرد سمت چپ ما قرار میگیرد یا اگر حضور ندارد تصور میکنیم در سمت چپ ما قرار گرفته است، با دم میگوییم این شمع عجب نوری دارد و در بازدم؛ شمع چهقدر این آدم را روشن میکند در مرحلهی بعد این شمع عجب گرمایی دارد(دم)، شمع چهقدر این آدم را گرم میکند(بازدم) دقیقاً مانند پاکسازی با شمع است با این تفاوت که به جای محیط یک فرد را در نظر میگیریم. اگر میخواهید از عود زیاد استفاده کنید و روزی چند تا روشن کنید در کنار عود از سنگ نمک یا سطل آب نمک که اگر سطل آب نمک در یک محیط باشد خیلی خوب است خصوصا در محیط هایی که خیلی آلودگی وجود دارد که کافی است در سطل یک لیتر آب و یک مشت پر نمک بریزید و ترجیحاً بهتر است که نمک دریا باشد و خالص باشد، سنگ نمک خودش مدام باید پاکسازی شود چون خودش آلودگی میگیرد و باید هفتهای یکبار در آفتاب و یا در یک سطل آب نمک به مدت نیم ساعت تا چهل دقیقه قرار دهید، سنگ نمک بهطور کلی هرچقدر پخش باشد آهسته،آهسته شروع میکند به پاکسازی کردن و روی محیط تاثیر میگذارد ولی آبنمک چون در آن آب وجود دارد و در جریان است، هر انرژی در جریانی را میتواند جذب کند و در محیطی که خیلی آلوده باشد میتوانید سطل آبنمک را هفتهای یکبار خالی کنید و دوباره پر کنید.

میتوانید همزمان آب الکل استفاده کنید و به اطراف خانه و هرچیزی که انرژی میگیرد مثل شیشه و کریستال و لوستر و لامپ و گوشه ها و کنج ها آبالکل اسپری کنید و مقدار آبالکل باید بهصورت یکسوم الکل طبی (سفید) و دوسوم آب باشد اگر محیط کم رفت و آمد است هفته ای یکبار آب نمک عوض شود ولی در محیطهای شلوغ روزی یکبار بهتر است عوض شود. اگر وارد محیطی شویم، احساس کردیم که مضطرب هستیم و یک مقدار بههم ریخته و دچار استرس شدیم یا اگر محیط ما را اذیت کرد نشان میدهد که آن محیط، بودنش زیاد شده است که منظور از بودن بیشتر شامل چیزهایی میشود که مربوط به دنیای مادی است، مثلا در یک محیط کاری در یک جای خیلی شلوغ که همه به دنبال این هستند که درآمد کسب کنند، چکشان را پاس کنند و… در اتاقی که بحث روانی وجود دارد(در آن اتاق بحث یا دعوا شده باشد) ولی برای حمام، دستشویی و آشپزخانه بهتر است صندل روشن کنیم چون خیلی نیازی به لاوندر ندارند ولی پذیرایی و اتاق خواب را میتوان با هردوی آنها (بیشتر لاوندر)پاکسازی کنیم. در سطح فیزیکی میدانیم یک عودی مثل صندل ایده آل است در سطح روانی یک عودی مثل لاوندر خیلی ایدهآل است یعنی میتوانیم در یک محیطی دو روز را برای پاکسازی بگذاریم در هر اتاقی یک شاخه صندل روشن کنیم یک شاخه لاوندر یا میتوانیم تقسیمبندی کنیم ولی ما اگر بخواهیم خیلی دقیق و تکنیکی کار کنیم لاوندر و صندل را برای هفتهای یکبار پاکسازی انجام دهیم.

در هر اتاق میتوانیم یک شاخه عود روشن کنیم و یک ظرف کوچک آب نمک کنار آن عود قرار دهیم و یک شمع هم روشن میکنیم، نمکها هم بهتر است که نمکهای طبیعی باشد (نمک دریا گزینهی خوبی است) و شمع هم شمع وارمر یا شمعهای کلیسا بهترین گزینهها هستند که میتوانیم استفاده کنیم. هر اتاق یک شاخه عود روشن میکنیم در کنارش یک ظرف آب نمک یا سنگ نمک درکنار آن یک شمع روشن میکنیم و بهتر است پردهها را کنار بزنیم، پنجرهها را باز کنیم و خودمان از محیط خارج شویم. شخصی که بیمار است بیشتر از محیطش تاثیر میپذیرد و همچنین محیط اطراف خودش را تا حدی آلوده میکند پس بهتر است که محیط را برای آنها پاک سازی کنید. مورد دیگر مکان موازی است، اگر یکی از اتاق های خانه را درنظر بگیرید، این یک مکان است در بُعدی که ما داخلش هستیم و همین مکان در یک سطح از انرژی دیگر و ارتعاش دیگر میتواند کاملا متفاوت باشد یعنی مکان آنها یکی است و کاملا یکجا و یکی هستند اما میتواند دو یا چند ساختمان یا فضای دیگر هم قرار داشته باشد که به آن مکان موازی میگوییم، مثلا در مورد موج رادیویی، بهطور مثال ما روی ارتعاش هشتصد هستیم و این هشتصد مکانی است که ما درآن قرار داریم و دنیایی که در آن زندگی میکنیم و حالا یک ارتعاش پایین تر مثل ششصد یا ارتعاش بالاتر مثلا هزار و یکسری دیگر از ارتعاشهای متفاوتتر هم میتوانند وجود داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید